غمگین
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 10:36
ناراحتمخیلی ناراحتمشهد دیگه اصلا شبیه قبلش نیستاین اخریا همیشه با ناراحتی اومدمبا ناراحتی بودم وهمیشه با ناراحتی رفتم
غریبه
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 10:36
ازینکه اینقدر غریبه ام از همه غریبه ترخیلی ناراحت و افسردمدلم مرگ میخوادیه مرگ راحت توی خوابهمین و بس
3
-
تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 10:06
مگه چند روز قراره زنده باشیم. 25-6 سالمه. نهایتن همینقدر دیگه زندگی میکنم ک البته فکر نکنم با این شرایط و خوراکیای الان همینقدرم زنده بمونم اونم در صورتی که سرطان، تصادف یا خیلی اتفاقات دیگه اجازه بدن
خداحافظ
-
تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 10:06
قصد داشتم بنویسم. اینجاهرروز یه ویژگیاما نه باید برای یه مدت با اینجا خداحافظی کنمیه مدت کوتاه شایدم بلندخدارو چه دیدیم. شاید لازمش نداشتم دیگهشایدم برگشتمو خیلی چیزا واسه گفتن داشتم.همه چیز بستگی به روزهای اینده داره.اما اینو میدونم که تا بعد تعطیلات اینجارو تعطیل میکنم.تا دیدار احتمالیه بعدی خداحا...
سال نو
-
تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 10:06
سال نو یعنی تو،وقتی از در تو میاینذر کردم امشب،سفره چیدم که بیایاین سال هیچ جور دیگه نو نخواهد شد...
سرنوشت
-
تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 10:06
من سرنوشت رو میدونم. نمیخوام دیگه هیچکدومتونو عذاب بدمکاش میتونستم حرفای در ادامه رو بگم ...
4
-
تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 10:06
فقط چهار روز دیگه موندهازین عید جهنمیخداروشکر ک تموم شد.دلم برات ب قدری تنگ شده که نفس کشیدن واسم سختهخوابمم نمیبرهوقتشه برگردیییی
پیراهن
-
تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 10:06
امشب پوشیدم به امید اینکه بازم تکرار بشهبه امید اینکه دوباره به یادم باشهبه امید اینکه فراموش نشده باشمیعنی اینبارهم شبیه دفعه های قبلی خواهد بود.من که فکر نمیکنم
دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 1:01
نمیدونم این فکرایی که توی سرمه ب چی ختم میشه.روزای اینده روزای سرنوشت سازیه انگار با همیشه متفاوت شدم.حرف های زیادی واسه گفتن دارم سخت سخت سخت
دلم گرفته ای دوست
-
تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 13:02
حرفای زیادی برای گفتن دارم. دلگرفتگی های بیشتری. اتفاقات زیادی این مدت رخ داد و خیلی چیزارو نمیدونم و خیلی چیزارو وقت نشده بنویسم.
ظاهر
-
تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 13:02
امروز بعد مدتها توی اینه به خودم نگاه کردم یه صورت لاغر و یه چهره ی بد و توهم بهم گفتی چقدر دلم گرفته امشب. چقدر تنهام
تغییر
-
تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 13:02
- امان از تغییر +اما از یه طرف یه سری چیزام هس که هرچقدم تلاش کنی عوض بشه نمیشه. پس بهتر همونکه خودتو کوچیک نکنی با تکرار خواستت+اهنگ+ من یه جوری عاشقم که قبل تو زندگی گردنمو یادم نیسترگ من انقد نزدیکی که نبض رو گردنمو یادم نیستمن یه جوری عاشقم که ممکنه زیر لبخند تو نابود بشممن اسیر تو بشم آزادم تو ...
اتفاق
-
تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 13:02
نمیخوام غر بزنم یا مظلوم نماییبکنم یا هرچی ولی واقعا از تهه دل نمیدونم و میخوام بدونم که چرا دلت نمیخواد با من حرف بزنی. چرا اینجوری شدی یا چه اتفاقی افتاده. نمیدونی از پریروز که دیدمت چه فکرایی که به
ناچار
-
تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 13:02
ای خدا خلاصم کن ازین وضعیت. خودت میدونی دارم چیو میگم.این برای باز چندمه که ارزوی مرگ دارم. ازین اوضاع نکبتی حالم بدهناچار ب زندگی ام اما.
1
-
تاریخ: 1397/10/8 ساعت: 1:13
ای کاش سالها و سالها مثل همین هفته میگذشت . ای کاش تموم اینا کابوس باشه . ولی انگار تموم شد واقعا انگار دیگه وقت رفتنه بدجوری داره رو مخم میره ...
بغلم کن که خدا دورتر ازاین نشود
-
تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 8:52
همیشه اونجوری نیست ک ما میخواستیم همیشه قرار نیست حرف ادم حرف باشه و بهش توجه بشه و احترام گذاشته بشه گریه کردیم …دو تا شعله ی خاموش شده گریه کردیم…دو آهنگ فراموش شده پر کشیدیدم ،بدون پرِ زخمی با ه
گل
-
تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 2:05
حالم خوب نیست به حدی ک نمیتونم تا خونه رانندگی کنم . دلم میخواد همینجا اینقد بشینم ک از سرما یخ بزنم ...
اخر
-
تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 2:05
به نظرت چی میشه ؟ ته این روزا ته این هفته ها و ماهها چرا امروز اصلا شبیه پنجشنبه نیست ... و چرا اینقدر احساس بدی دارم
رابطه
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 23:39
ما باید خیلی مراقب رابطمون باشیم . اینطور که پیداست انگار تموم عالم سعی در خراب کردنش دارن و این منه خنگه ساده فکر میکردم میشه ب ادما اعتماد کرد . میشه اوناروهم ب سمت خوب بودن سوق داد نمیدونم چرا اینقدر احمقم و نمیدونین چقد ازین حس احساس تنفر دارم ک ب هرکسی اعتماد کردم ...
بیچاره
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 23:39
چرا باید اینطوری باشه چرا باید زمان خوشی زمان ناراحتی و هر زمان دیگه ای در نهایت فشار باشیم مگه ممکنه اینهمه فشار روی یه ادم امروز با کلی ارزو با فکر به اینکه چیکار کنم که بتونم کمکه بیشتری برای روضه